رضا راد ---- شادی حرومه رفتم و تنهات ميزارم با يه دنيا گله واسه دست كشيدن از عشقت چاره شد فاصله روزي كه چشماتو ديدم چشم از همه بريدم اما دريغ از عشق تو ديگه تمومه شادي حرومه به قلب خستم زدي نشونه جونم" ديگه نميخوام دل ديوونه از خاطراتم چيزي بمونه جونم" اي واي از اون همه احساس شد پرپر نگاه تو حيف از دلي كه با جونم مي رفت به راه تو حالا كه دست دل سنگت رو شد واسه دل خستم ميخوام بدوني چشمامو روي تو بستم رفتي و قلب تو تنهاست بين اين همه سياهي حالا ببين بدون من چه سخته بي پناهي روزي كه دل كندي از من گفتي آسونه رفتن اما دريغ از عشق من ديگه ندارم عشقت به سينه رو قلب زخميم نشسته كينه اي واي" ديگه نميخوام بمونه يادم عشق سياهت داده به بادم اي واي" اي واي از اون همه احساس شد پرپر نگاه تو حيف از دلي كه با جونم مي رفت به راه تو حالا كه دست دل سنگت رو شد واسه دل خستم ميخوام بدوني چشمامو روي تو بستم ...
::
نوشته شده در 86/08/07 توسط مـرتـضـی
|
