محسن یگانه ---- چشمای خیس من دوباره نمیخوام چشای خیسمو کسی ببینه یه عمره حال و روز من همینه کسی به پای گریه هام نمیشینه بازم دلم گرفت و گریه کردم بازم به گریه هام میخندم بازم صدای گریمو شنیدم همه به گریه هام میخندن دوباره یه گوشه میشینمو واسه دلم میخونم هنوز تو حسرت یه همزبونم ولی نمیشه و اینو میدونم دوباره نمیخوام چشای خیسمو کسی ببینه یه عمره حال و روز من همینه کسی به پای گریه هام نمیشینه بازم دوباره دلم گرفته دوباره شعرام بوی غم گرفته کسی نفهمید غمم چی بوده دلیل یک عمر ماتمم چی بوده... 
::
نوشته شده در 86/11/26 توسط مـرتـضـی
|

جمشید جم ---- یار دبستانی من یار دبستانی من با من و همراه منی چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه ترکه ی بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد ؛ مرده دلای آدماش دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه؟ یار دبستانی من با من و همراه منی چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه ترکه ی بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما...
::
نوشته شده در 86/11/13 توسط مـرتـضـی
|

یاس ----- به امید ایران واسه 3 دقیقه تو دلت راه بده مارو تا من نشون بدم ایرانو رابطه ها رو ایران شده اسیر یه ویروس مرگبار دیگه احتیاجی به حرفای سیاسی نداریم دیگه به دشمنای خارجی نیازی نداریم یه جنگه روانیه حالا داخله ایرانه همه افتاديم به جون هم عاقل و دیوانه تا با مشکلات زندگی کشتی بگیری وقتی رفتی میبندیم به فحش خوارو مادر توجه نمیکنیم ديگه به حس باطن پس باهات اگه داشه باشي استفاده میگن این بهترین کس واسه ازدواجه عشقو دیدی برسون سلام ما رو بهش بچه ها فکر میکنن پدرا وزیر نفتن اینا پیشرفت نیست اینا عقب گرده... خواهم که ز غم شوم آزاد از جور و ستم همه فریاد چون هستیه من شده برباد... دیگه ریخته توی دله من هرچی درده دلیلش به هفت ساله پیش برمیگرده من تو فکر این که واسه مهمون غذا داریم؟ به یکی گفتم تو بیا بین مردا یک باش مهم نیست که پدرم ازت 7 تا چک داشت نصف پولو بده منصف باش با ما یه خورده گفت طلبکار بابات بوده حالا که مرده قلم کلماتو میاره و میگریسم اینا باعث گلوم پر از بغضیشه که ببنده به دهنم راه اکسیژن منظورم اینه از اینجا دارم خاطره ی بدی ولی هه اینجا سرزمینو وطنمه ایران تنها دلیله وجود بدنمه... خواهم که ز غم شوم آزاد از جور و ستم همه فریاد چون هستیه من شده برباد... دیگه ترس برخورد و رفتار روابط ما داره کثیف تر میشه از هوای تهران بعضی میگن که ایران یه قفس باید از اینجا بری تا بکشی یه نفسه راحت ولی این برمیگرده به پول نفتو بنزین تو سختیا بکنیم پشت همدیگرو خالی ولی بیا جلو خودتو بساز میتونی چرا واسه پول همدیگرو قصاص میکنیم؟ پس بیا با هم بشکنیم این خطوط موازی... میدونم اینو غرور ما ایرانیا به گذشته ی ماست به تاریخ ماست ولی به خدا اون دیگه گذشته الان ما چی هستیم الان واسه آیندمون چی داریم تا آینده ی ایران به اسم من و تو افتخار کنه...
اینا حرفای امروز و دیروزه برپا
با تنی خسه کوفته خشکیده میری
وقتی میبینم همو یه مشتی یارویاور
نگاهه ما به هم ديگه شده مثل قاتل
دیگه دور و بر ما پر حصبه باده
چه دخترا که تا میشنون اسم تاجر
عشق چیه بابا این حرفا رو ولش
چه پدرا که به زیر بار هزینه رفتن
هرکس اسم خودشو بغل کرده
ای داد از این همه بیداد
روزای گریه و اشک و عزاداری
خاطراتیه که تو دفترم مینویسم
شاید بین ایران و خاطرم رابطه ای ندی
ای داد از این همه بیداد
میگن اینا توی وجود ما رفته ارثی
که باعث از نبودن امنیت مالی
هموطن به خدا من هستم به سعوده تو راضی
بیا هموطن بیا دست همدیگرو بگیریم
::
نوشته شده در 86/11/03 توسط مـرتـضـی
|
